العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)
232
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)
خدا لعنت كند قاسم يقطينى و علي بن حسكه قمى را شيطان براى او مجسم مىشد و به او اين حرفهاى مزخرف و فريبنده را وحى ميكرد . رجال كشى : سهل بن زياد آدمى گفت : يكى از اصحاب به حضرت ابو الحسن عسكرى عليه السّلام نامه چنين نوشت : فدايت شوم علي بن حسكه مدعى است كه از ارادتمندان شما است و شما همان خدائى قديم هستى او راه و باب و پيامبر از جانب شما است به او دستور دادهاى كه مردم را بجانب شما دعوت كند . او ميگويد نماز و زكات و حج و روزه تمام اين اعمال عبارت است از معرفت و شناسائى شما و كسانى كه مثل علي بن حسكه باشد از ادعاى بابيت و نبوّت كسى كه داراى چنين معرفتى باشد مؤمن كامل است ديگر روزه و نماز و حج از او ساقط است و تمام دستورات دينى را به همان طريق كه عرضكردم تأويل مينمايد گروهى را پيرو خود نموده اگر صلاح بدانيد بر ما منت گذاريد راجع بجواب اين نامه كه موجب نجات از هلاكت شود . امام عليه السّلام در جواب نوشت علي بن حسكه ملعون دروغ ميگويد تو خيال ميكنى من او را نمىشناسم خدا لعنت كند او را چه مىكند . قسم به خدا محمّد مصطفى و انبياء پيش از او را خداوند نفرستاده مگر بدين حنيف و انجام نماز و زكات و حج و روزه و ولايت هرگز پيامبر اكرم دعوت نكرده مگر بجانب خداى يكتا كه شريكى او را نيست . همچنين ما اوصياء از فرزندان او همه بندهى خدا هستيم كه برايش شريكى نميگيريم اگر ما اطاعت از خدا بكنيم مورد رحمت او قرار ميگيريم و اگر معصيت كنيم ما را مشمول عذاب خود قرار ميدهد ما را حجتى بر خدا نيست بلكه حجت از خدا است بر ما و تمام جهانيان من پناه به خدا ميبرم از حرفهائى كه او مىزند و اين سخنان را نفى ميكنم از آنها فاصله بگيريد خدا لعنتشان كند خداوند آنها را دچار دشوارترين گرفتاريها نمايد ( كنايه از رسوا شدن